سطح تاثیر
تاثیر گاهی فردی است مثل افرادی که ساعت ها غرق تماشای فیلم های مختلف تلویزیون و یا غرق ارتباطات اینترنتی می شوند .
و گاهی کل جامعه متاثر می شود مثل برخی از سریال های پر طرفدار که کل جامعه را گاهی تحت تاثیر خود قرار می دهد و در محل کار ، بازار ، دانشگاهها و خلاصه همه جا تاثیرات آن به وضوح مشاهده می شود .
گاهی تاثیر عمیق تر است و در فرهنگ یک جامعه اثر می گذارد مانند فیلم های غیر اخلاقی که مکرر در رسانه پخش شود موجب می شود فرهنگ ابتذال در جامعه رواج یابد.
ابعاد تاثیر
تاثیر گاهی شناختی است و موجب ایجاد شناخت تازه ای در مخاطب می شود مثل بعضی از انیمیشن ها که شخصیتی مجازی سفری به اعماق وجود انسان می کند و با سفر به اعماق بدن و تشریح اعضا و فعل و انفعالات نامرئی داخل بدن شناخت تازه ای را برای مخاطب ایجاد می کند.
گاهی تاثیر عاطفی است . فیلم هایی از قبیل "از کرخه تا راین" و "میم مثل مادر" تاثیرات عاطفی عمیقی در مخاطب ایجاد می کنند .
و گاه تاثیر رفتاری است مثل تاثیر فیلم های پلیسی و جنایی و همراه با خشونت و یا فیلم های غیر اخلاقی جنسی که امروزه آثار آن را به وضوح می توان دید.
جهت تاثیر
گاهی تاثیری که بوسیله خلق جهان مجازی ایجاد می شود عمدی است مثل محصولاتی که برای مخدوش کردن چهره مسلمانان امروزه ساخته می شود .
وگاهی این تاثیر غیر عمدی است مثل تاثیری که مثلا سریال "ساعت شنی" در مخاطب می گذارد که غیر عمدی است و به محض اطلاع از تاثیر مخرب آن ، از کنداکتور حذف می شود.
و گاهی این تاثیرات برای حفظ وضع موجود است مانند فیلم هایی که در دوران جنگ تحمیلی برای حفظ روحیه جامعه تولید می شد.
و گاهی تاثیر برای ممانعت از تغییر است مثل تمام فیلم های دفاع مقدس که برای ممانعت از تغییر نگرش جامعه نسبت به دفاع مقدس درایران تولید و عرضه می شود.
نظریه جهان مجازی و نظریه های دیگر
چنان که نظریه جهان مجازی بر خلق اموری غیر واقعی تکیه می کند ، بسیاری از نظریه های دیگر نیز اینگونه اند : بعنوان مثال در نظریه فرهنگی (کاشت فرهنگی) اعتقاد بر این است که رسانه ها در تشکیل توده و نیز در خلق راه های مشترک انتخاب و نگریستن به رویداد ها ایفای نقش می کنند . گربنر می گوید : رسانه ها و بخصوص تلویزیون می توانند تاثیر قدرتمندی در ایجاد نگرش ها به جای گذارند.
نظریه گلوله جادویی یا سوزن تزریقی نیز می گوید : رسانه بخاطر قدرت فوق العاده خود می تواند هرچیزی را در ذهن مخاطب وارد کند و این مطلب اعم از آن است که آن چیزی که منتقل می شود واقعی باشد یا مجازی . در این نظریه تفاوتی بین امور واقعی و غیر واقعی دیده نشده است .
در نظریه کلیشه سازی نیز رفتارهای یک اقلیتی منفی نشان داده می شود و با نمایش مداوم فیلم هایی که دلالت بر منفی بودن اعمال آنها می کند ، آنان در انزوا قرار می گیرند مثل انیمیشن هایی که معاونت راهنمایی و رانندگی در مورد افراد متخلف می سازد و بطور مداوم پخش می کند .
فرضیه کاشت نیز می گوید : تلویزیون به سبب اثر قدرتمندش در ذهن مخاطب چیزی می کارد و مخاطب به سبب متداول سازی یا تشدید براحتی آنرا می پذیرد و این چیزی که طبق این فرضیه به ذهن مخاطب منتقل می شود اعم از امور واقعی و واقعیت های مجازی است .
