موضوع ارتباط بين دين و عرفان، از جمله مباحثي است كه در فرهنگ بشري و تاريخ انديشهها سابقة طولاني دارد و به صورتهاي گوناگون نزد متدينان و عارفان منسوب به هر دين از جهت نظم و عمل مورد توجه بوده است. چالشها و تنشهاي ميان اهل شريعت و طريقت هر ديني را ميتوان از اين بُعد پيگيري كرد.
در اسلام نيز اين موضوع مسبوق به سابقهاي است كه آرايي به طور كامل متفاوت از قول به اتحاد دين و عرفان و وحدت شريعت و طريقت گرفته تا قول به تعارض آن دو و در نتيجه تعريضها، تفسيقها و تفسيرهاي متفاوت را به ياد ميآورد.
به نظر ميرسد بخشي از اين چالشها و تعارضها از تلقي خاصي در باب دين و انحصار آن به بُعد خاص از ابعاد گوناگون دين3 يا از سوء تفاهمي كه در باب رسالت هر يك از دو مقولة دين و عرفان وجود دارد يا سوء تعبير اصطلاحات بهكار رفته در عرفان، ناشي شده است.
بههرحال، به انگيزة بررسي و نقد كتابي با عنوان پژوهشي در نسبت دين و عرفان به قلم دكتر سيديحيي يثربي، نگارنده بر آن شد تا ابتدا، مقدمهاي در روشن ساختن محل بحث و نظر گاه خويش در اين باب آورده، آنگاه به بحثي در بررسي برخي نارساييها و نقاط ضعف اثر ياد شده بپردازد.
رسانه
تاملاتي در حوزه رسانه و توليدسيما
+ نوشته شده توسط سيد مصطفي بابايي در یکشنبه پنجم خرداد 1387 و ساعت
7:17 |
