سكولاريسم و نظريههاي ارتباطات
دكتر ابراهيم فياض
1. ارتباطات در نخستين گام به دو قسمت تقسيم ميشود: ارتباطات انساني و ارتباطات جمعي. در ارتباطات نوع اول, انسان, محور است و ارتباطات انسانمحور با صورت و مبنا واقع ميشود, ولي در ارتباطات نوع دوم, رسانه, محور است, نه ارتباطات و اصل, رسانه جمعي است.
2. در ارتباطات نوع اول, توليد معنا, اصل واقع ميشود, ولي در ارتباطات جمعي, فقط مبادله معنا در نقطه ثقل قرار ميگيرد. در ارتباطات نوع اول, نوعي بسط زندگي است؛ چون زندگي بر اساس نشانهها شكل ميگيرد و نشانهها از معناها به وجود ميآيد. پس بسط معنايي بر اثر ارتباطات انساني پديدار ميشود. ازاينرو, ارتباطات بر زندگي تحميل نميشود.
3. ارتباطات جمعي بر اساس رسانه شكل ميگيرد و به دنبال تسلط بر زندگي مردم است. پس ذهنيت مردم را شكل ميدهد تا بتواند بر زندگي آنان تسلط يابد و اين را از خلق نشانهها و تكرار آنها در رسانهها به دست ميآورد كه دچار كمبود معنا و بيمعنايي ميشود و باز با تنوع و تكثر مصنوعي نشانهها, آن را دنبال ميكند تا بتواند تا حدي از تكرار بيمعنايي جلوگيري كند.
4. كنترل اجتماعي در جهت اهداف كلان رخ ميدهد كه گاه از آن با عنوان پيشرفت ياد ميكنند. پس ارتباطات و توسعه يا ارتباطات هدفمند يا ارتباطات توسعهمدار طرح ميشود كه بعد از جنگ جهاني دوم, لرنر در خاورميانه و ايران مطرح كرد. اين همان كنترل اجتماعي و هدايت اجتماعي در راه توسعه و پيشرفت غربمحور است كه در نهايت, به غربيسازي كشورهاي غيرغربي خواهد انجاميد.
5. در مقابل, ارتباطات انساني بر مبناي زندگي مقدم بر ارتباطات است. پس زندگي و غناي آن در اهداف ارتباطات انساني قرار ميگيرد و اين در خانواده ميسر ميشود. ازاينرو, مبناي اجتماعي ارتباطات انساني، خانواده است؛ چون خانواده، اوج اعتلاي ارتباطات انساني است و با سنت برپا ميماند. پس ارتباطات انساني است، سنتمحور است.
6. ارتباطات جمعي, به دنبال نابودي خانواده و جايگزيني خود به جاي آن است و اين را با نابودي سنت انجام ميدهد و برخورد ارتباطات جمعي با سنت از همينجاست. خانواده بر اساس ارضاي مشروع و انساني جنسي به وجود ميآيد, ولي وسايل ارتباط جمعي با رواج پورنوگرافي يا سكس بيمعنا, با زيربناي خانواده سر جنگ دارد. پس رواج ميليوني سايتهاي پورنو در اينترنت و كانالهاي ماهوارهاي در همين جهت است.
7. خانواده در پناه نظام معنايي برپا ميماند؛ يعني جامعه, با معنويت، داراي خانواده پايدار است, ولي جامعه بدون معنويت, خانوادهاي متزلزل دارد. نظام معنايي و معنويت, بر اساس نظريه انسان كامل شكل ميگيرد؛ يعني نظريه انسان كامل يا ولايت در هر جامعهاي باشد, آن جامعه داراي نظام معنايي و خانواده قوي است. برعكس اين جريان نيز متصور است. به همين دليل, ارتباطات انساني در جامعه انسان كامل محور به وجود ميآيد و ارتباطات جمعي در جامعه غير انسان كامل محور.
8 . پس ارتباطات جمعي و ارتباطات انساني, امري ديني است. ارتباطات جمعي, در نظام تفكر يهودي شكل ميگيرد؛ چون غير انسان كاملمحور است (برخوردهاي آن قوم با حضرت موسي(ع) به خوبي بيان كننده آن است). به همين دليل, آنها صورتمحور و نشانه مركز هستند و اين مسئله از خلق وسايل ارتباط جمعي و حكومت فعلي يهوديان بر رسانههاي جمعي به خوبي پيداست و سايت ياهو يا يهوه در اينترنت نيز حاكي از يهوديمحور بودن آن است.
9. يهوديت, حسگراست و حتي خداوند را جَهرةً يا با چشم سر ميخواهد ببيند. پس در تمامي تفسيرهاي ديني خود, حسگراست ولي در ارتباطات, نشانهمحور عمل ميكند؛ برعكسِ مسيحيت اوليه كه انسان كاملمحور و توحيد بر آن حاكم بود. البته در مسيحيت ثانويه, پس از تفسير پولس يهودي, دچار تصويرگرايي شد و پروتستانيسم يا تفسير يهودي مسيحيت به اوج رسيد.
10. مسيحيت, امروزه در برخورد با رسانه جمعي دچار دوگانگي شده است. از يك طرف, داراي نظريه انسان كامل است؛ پس ارتباطات انسانيمحور است, ولي از سوي ديگر, دچار تصويرگرايي يهودي شده است؛ پس ارتباطات جمعيمحور شده است. ازاينرو, كوشيدهاند ارتباطات جمعي را با ارتباطات انساني تركيب كنند. پس رسانههاي جمعي معنامحور را خلق ميكنند؛ مثل تلويزيون يا سينماهاي معناگرا كه خود اين ارتباطات انساني رسانه جمعيمحور, سبب تهي شدن و نشانهمحور شدن معنويت كليسايي شده است.
